پروردگارا مرا ببخش ......
ازاينکه شکمم سيربود و به يادگرسنگان نبودم .
ازاينکه زبانم گفت بفرمائيد ولي دلم گفت نه .
ازاينکه شنيدن حرف حق برايم مشکل بود .
ازاينکه ايمانم به بنده ات بيشترازايمانم به توبود .
ازاينکه منتظرتعريف و تمجيد ديگران بودم .
ازاينکه نشان دادم کاره اي هستم .
ازاينکه براي خودچيزي راپسنديدم ولي براي بنده ات نپسنديدم .
ازاينکه سعي داشتم کاربدم رادرحضورجمعي توجيه کنم با اينکه مي دانستم غلط است .
ازاينکه درسخن گفتن و راه رفتن اداي ديگران را درآوردم .
ازاينکه رسواشدن دردنيا برايم مشکلترازرسواشدن درآخرت بود .
ازاينکه حق زيبايي ها را ادا نکردم
ازاينکه غيبت دوستم راکردم و ازته قلب خوشحال شدم .
ازاينکه درنظراتم شک نکردم و فکرکردم هرچه مي گويم صحيح است .
ازاينکه پولي رابخشيدم و دلم مي خواست ازمن تشکرکنند .
ازاينکه به سرقراري که بايد حاضرمي شدم نشدم .
ازاينکه خلاف وعده اي که داده بودم عمل کردم و يازيرقولم زدم .
ازاينکه درسخنم مبالغه کردم و چيزي رابزرگترازآنچه بودنمايان کردم .
ازاينکه ازگفتن مطالب غيرضروري خودداري نکردم و پرحرفي نمودم .
ازاينکه شکرنعمت رابجانياوردم و دلم مي خواست گه زيباتر ، باهوشتر و ... بودم .
ازاينکه بهداشت جمعي رارعايت نکردم .
ازاينکه ملاک بزرگي راپول و تحصيلات دانستم .
ازاينکه خود را دربرابر کساني که داراي فقرمادي ، بيسوادي و ياموقعيت برتراجتماعي بودند برتردانستم .